پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره
رهامرهام، تا این لحظه: 5 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره
بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه: 39 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره
مامان ریحانهمامان ریحانه، تا این لحظه: 38 سال و 8 ماه و 29 روز سن داره

پرهام و رهام

دندون 6

قند عسلم ، عزیز دلم روییدن ششمین دندونت مبارک فرشته ی کوچولوم این دندون خوشگل هم در سمت راست دو دندون بالا روییده است                             عزیز دلم این دندون جدید با تب و بیقراری اومد. چند شب پیش از خواب پریدی و دیدم که بدنت داغه خداروشکر با پاشوره و قطره ی استامینفون رفع شد. الهی مامان ریحانه بمیره وقتی دست میزدی به شکمت میگفتی (داغ داغ داغ ) چقدر خوشحالم که خداوند پسر صبور وآرومی مثل تورو قسمتم کرد! آرامش تو، به منم ارامش میده پسرم..ممنونم ازینکه پسر صبوری هستی! ...
1 بهمن 1392

یه روز فوق العاده عالی

خونه ی آقا جون صمد آقا جیگر مامان حسابی بهمون خوش گذشت به روایت تصویر اول آقاجون موهاتو شونه کرد و بعد نوبت گلم شد که موهای بابای مهربونم شونه کنه بعدش هم پایه ی مامان جون شدی واسه ی لواشک خوردن موقع خواب هم ,مامان گلم لحاف کوچولوییهای منو واست آورد الهی مامان دورت بگرده من این عاشق این لحاف هستم وهمینطور عاشق مامان و بابا جونم که اونا بهترین مامان بابای دنیا هستن و از خدا میخوام که منم بتونم مامان خوبی واست باشم و هیچی برات کم نذارم     ...
27 دی 1392

پرهام با طعم شاهتوت

خوشمزه مامان از زن عمو نازنین یاد گرفتی که بوس بفرستی     واینکه کلی کارهای جدید مثل وقتی میگیم هیس انگشتتو میذاری روی لبای نازت بابایی سوت میزنه و کوچولوی منم دوتا انگشتشو میکنه تو دهنش فوت میکنه ما میگیم یک دو و بعد فرشته کوچولوم میگه ته ( سه ) میگیم ماهی بشو اون لب خوشکل پایینیتو میاری بیرون بهت میگیم کو چشمات,دوانگشت کوچولوت میذاری رو چشمات جوراباتو بر میداری میذاری روی پاهای تپلت وهرچی گرد کروی میبینی میگی په ( توپ ) و اینکه یاد گرفتی و به  صبا میگی ابا الهی که مامانی قربون اون زبون کوچولوت بشه     ...
23 دی 1392

صبحانه

قلب و روح و جسم مامان ریحانه از وقتی که یک ساله شدی دیگه صبحانه مفصل نوش جونت میکنی مثل پنیر گردو،کره مربا،خامه عسل و... اینجوری   اول یه تیکه نون کوچولو   بعدش پنیر   بعدش هم پودر گردو   میره توی دهان کوچولو   یه کم چایی شیرین   نووووووش جوووونت نفسم   ...
21 دی 1392

یه روز برفی

آخ جووووووووووووون برف عزیز مامان دیدن اولین برف زندگیت مبااااااارک اینم یه نی نی آدم برفی الهی من دورت بگردم که تند تند میگفتی خخخخخخخ ( یخ )     ...
17 دی 1392